حال نامعلوم

خرید بک لینک
خب کجا بودیماره همونطور که در پست16گفتمآقا تا روز انتخاب رشته ، شبانه روز گریه میکردم، با کسی زیاد حرف نمیزدمغذا درست نمیخوردم ،خلاصه ذوب شدم، از طررررررفی ما قشنگ موقع اعلام نتایج رفته بودیم شهرستان خونه ، مامان بزرگم، درست در مرکز فاجعه، مرکز اطلاعرسانی فامیلینقطه صفرِ توطئعه های فامیلی دیگه نگم برااااااااااااتون حال نامعلوم...ادامه مطلب

ما را در سایت حال نامعلوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 17:22

 منم معدلم بالا بود، کم الکی نبودم برا خودما، بچه خرخونی بودم...گفتش تو که معدلت بالاست چرا از سوابق تحصیلیت استفاده نمیکنی؟!گفتش یک سری رشته ها هستن بر اساس سوابق تحصیلی پذیرش دارن حال نامعلوم...ادامه مطلب

ما را در سایت حال نامعلوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 17:22

آهسته و بی صدا ، نشسته بود همین حوالی همین گوشه وکنار منمن او را نمیدیدم...او، اما برای دیدهشدن ، خود را به هر سو که من بود میکشاند..من او را نمیدیدم...به من فکر میکرد، با خیال من رویا میبافت...من حال نامعلوم...ادامه مطلب

ما را در سایت حال نامعلوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:05

همه چیز عجیب و غریب شده..

مخصوصا من

از همه عجیبتر ...

از همه غریب تر....

حال نامعلوم...

ما را در سایت حال نامعلوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:05

بزرگ شدم ، اونقدر بزرگ که توی قلب خودمم جا ندارم غمگین شدم اونقدر غمگین که بلند بلند میخندمسردرگم شدم اونقدر که تو خیابون راهمو گم میکنمعاشق نیستمبزرگ شدممشکلات رو درک کردم، غصه خوردم، واقعیتهای تلخی حال نامعلوم...ادامه مطلب

ما را در سایت حال نامعلوم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 20:05

صفحه بندی